نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه یزد، دانشکده الهیات

2 دکتری تفسیر تطبیقی

چکیده

یکی از موضوعات مهم و اساسی در مبانی تفسیر، نحوه‌ی چیدمان و سازماندهی است. طبقه‌بندی جامع و ایده‌آل مبانی تفسیر بر اساس معارف الهی و معارف بشری صورت می‌پذیرد که به طور خلاصه عبارتند از: 1-مبنای نقل: و 2- مبنای عقل. مبنای نقل شامل قرآن و سنت و مبنای عقل شامل گرایش استدلالی، ذوقی، علمی-تجربی و تاریخی-اجتماعی است. اصولی- فقهی، کلامی و فلسفی زیر مجموعه گرایش استدلالی و عرفانی و ادبی زیر مجموعه گرایش ذوقی به حساب می‌آیند. این پژوهش با روش تحلیلی-انتقادی به ارزیابی دیدگاههای ذهبی، رومی، عمید زنجانی و بابایی روی آورده است. عمکلرد صاحبنظران فوق نشان می‌دهد که طبقه ‌بندی‌های ارائه شده با لغزش‌های و ناکارآمدی‌هایی همراه است. ضعف‌های آنان مربوط به کاستی در تعداد مبانی تفسیر، بی‌توجهی به چینش صحیح، تداخل موضوعات گوناگون، خلط حوزه معنایی مباحث تفسیرشناسی، استفاده از شعبه های فرعی در جایگاه اصلی، تداخل انواع مبانی تفسیر، وجود ساختار مطلوب، بکارگیری استفاده انحصاری، عدم تمایز میان انواع مبانی تفسیر و انواع تفسیر و اراده کلی از عنوان جزئی و اراده جزئی از عنوان کلی است.

کلیدواژه‌ها